انواع شيطان پرستي:
1- شيطان پرستي فلسفي Philosophical Satanism:
اين شيطان پرستي توسط Anton Szandor Lavey همان بوجود آورنده انجيل شيطاني satanic bible و کليساي شيطان (البته کليساي شيطان قرن ها قبل از وي در قرون وسطا نيز وجود داشته است.) ايجاد شده است و مراسم آنها شبيه مراسم جادوگري کراولي مي باشد.
لاوي اين نوع شيطان پرستي را تحت تاثير افکار آليستر کراولي، نيچه، رند، مارکوس دي سيد، ويندهام لويس، چارلز داروين، مارک تواين و ديگران ايجاد کرده است.
در شيطان پرستي لاوي شيطان نيروي مثبت است و در مقابل آن اعمال خدايي کليسا مورد تمسخر قرار مي گيرد و اعمال دنيوي در مقامي بالا فرض ميشوند.
2- شيطان پرستي ديني Religious Satanism:
اين نوع شيطان پرستي شبيه شيطان پرستي آنتون لاوي است اما با اين تفاوت که در اين نوع، شيطان نوعي جنبه خدايي و متافيزيکي دارد و اين جنبه برداشته شده از اديان ابراهيمي، افسانه ها، آيين هاي متفاوت، و يا صرفا ساخته شده ذهن پيروان آن مي باشد.
ممکن است پيروان اين دين به يک خدا يا خدايان متعددي اعتقاد داشته باشند که اين خدايان گه گاه برگرفته شده از خدايان مصر و يونان و بين النهرين مي باشند.
گاه خداي آنها همان فرشته رانده شده درگاه خدا مي باشد که آنها اعتقاد دارند که طغيان او در برابر خدا کاملا درست بوده است و حتي برخي از آنها اعتقاد دارند فرشتگان ديگر با بدگويي او نزد خدا موجب رانده شدن او شدند کلا اين گروه به آزادي فکر و عمل و بالا بردن خود به هر وسيله اي مانند جادو اعتقاد دارند.
اين گروه بر اساس آيه اي از تورات که در آن اشاره شده خدا به انسان اجازه استفاده از ميوه درخت دانايي را نداد تا چشمانش باز گردد و خوب و بد را ببيند و خود تبديل به خدا شود وي را عامل آگاهي انسانها مي دانند و انسان را از پرستش خدايي که مانع آگاهي و پيشرفت انسانهاست بر حذر مي دارند و انسان را برای شناخت مسير درست کامل مي بينند و همچنين خداي مورد پرستش بشر را خدايي ظالم مي دانند که چند بار در طول تاريخ ظلمهاي بزرگي به انسانها کرده است.
3- شيطان پرستي گوتيک Gothic Satanism:
اين نوع شيطان پرستي همان شيطان پرستي است که در عصر سلطه کليسا بوجود آمده بود. در اين نوع شيطان پرستي گفته مي شود که کودک خواري، قرباني کردن دختران، بزکشي و تمام کارها و اعمال ضد کليسا را انجام مي دادند.
شيطان پرستي داراي نزديکي زيادي به جادوگري مي باشد و دنياي آن پر از افسانه هاي گوناگون، شياطين متعدد و افراد مختلف خصوصا جادوگران در ارتباط با آنهاست که بيشتر تصور مي شود اين افسانه ها توسط کاتوليک ها ساخته شده باشد. در دنياي امروز هم کشورهاي مختلفي داراي کليساي شيطان هستند مانند کشورهای امريکا، انگليس و آلمان و همچنین چین و بر خلاف ادعاي شيطان پرستان جديد که بر اساس متون انجيل شيطاني بر عدم کودک آزاري و آزار حيوانات پافشاري مي کنند اما وحشتناک ترين اعمال توسط آنها تنها برای مقابله با دستورات الهي انجام مي شود.
منابع :
سايت satan 101
سايت Wikipedia, the free encyclopedia
http://www.dpjs.co.uk/
سايت The Watchman Expositor Satanism
سايتChurch of satan
وبلاگ -= Shadows Move In The Dark =-
کتاب شيطان فراماسون
نوشته شده توسط علی در 87/04/31 ساعت 4:7 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
به شیطان گفتم: «لعنت بر شیطان»!لبخند زد. پرسیدم: «چرا می خندی؟» پاسخ داد:«از
حماقت تو خنده ام می گیرد» پرسیدم: «مگر چه کرده ام؟» گفت: «مرا لعنت می کنی در حالی که هیچ بدی در حق تو نکرده ام» با تعجب پرسیدم: «پس چرا زمین می خورم؟!» جواب داد: «نفس تو مانند اسبی است که آن را رام نکرده ای. نفس تو هنوز وحشی است؛ تو را زمین می زند.» پرسیدم: «پس تو چه کاره ای؟» پاسخ داد: «هر وقت سواری آموختی، برای رم دادن اسب تو خواهم آمد؛ فعلاً برو سواری بیاموز

نوشته شده توسط علی در 87/02/23 ساعت 9:31 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت

حيله گر قرن۲۱
او جذاب است و خوش اندام
او تابع آخرين مد است
او هرگز موقعيت راخراب نميکند
و هيچ قراري را بر هم نمي زند
او اصلا کسل کننده نيست
راه رفتنش را بنگر
او شيطان قرن 21است
او شيطان قرن 21است
او را نه اشکي است و نه ترسي
او را نه سالهاي تباه شده اي است و نه زمان هدر رفته اي
او مکار قرن 21 است
او ملکهء خونسردي است
و بانوي که منتظر ميماند
مردان در مکتب او جايي نداشته اند
و در اين ترديدي نيست
او هيچگاه وقت خود را براي حرفهاي ابتدايي تلف نميکند
چون او حيله گر قرن 21است
او مکار قرن21 است
او دنيا را درون جعبه اي پلاستيکي زنداني کرده
او حيله گر قرن 21است
موجودي جهنمي در کالبد دختري معصوم
و او به يقين تو را فريب خواهد داد
دوست من
نوشته شده توسط علی در 87/01/10 ساعت 10:17 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
...هنوز دقایقی بیش از طلوع خورشید نگذشته بود که فریاد دهشتناکی در قصر ابلیس پیچید و شیاطین در هر کجا که بودند به سمت صدا دویده و به سرعت خود را به تخت ابلیس رساندند و او ازهمان بالای تخت به آینه ی جادویی اشاره کرد و با خشم گفتند: بیایید خودتان ببینید، این مرد چگونه به بندگی مشغول است، به من گفته اند او لحظه ای خدا را معصیت نکرده.
همهمه ای در قصر می پیچید: چطور؟ چگونه تاکنون متوجه او نشده بودیم؟
نهیب شیطان بزرگ افکار شیاطین را هم از هم پاره می کند: کدامیک از شما می تواند او را گمراه کند؟
یکی از شیاطین قدمی پیش نهاد تعظیم کنان می گوید: من.
- از چه راهی؟
- از راه زنان
- نه ! نه! او تاکنون زنی ندیده و لذتی از آن نبرده، چنین وسوسه ای در او کارگر نخواهد افتاد.
شیطان دیگری تعظیم کنان می گوید: من سرورم.
- تو از چه راهی او را خواهی فریفت؟
- می گساری سرورم! باده و مستی را به او خواهم چشاند.
- تو هم مرد این کار نیستی او به چنین دامی نخواهد افتاد زیرا ...
ناگهان شیطانک ریزنقشی با چابکی خود را مقابل ابلیس رسانید و به تندی گفت: من او را در چشم به هم زدنی گمراه خواهم کرد سپس تعظیم کرد و ادامه داد البته اگر شما اجازه دهید.
شیطان بزرگ به سمت او نگریست و پرسید: و تو چگونه؟
شیطانک با چابکی خم و راست شد و دست های خود را بالا و پایین برد و زیر لب زمزمه ای کرد و گفت: این گونه!
ابلیس خنده شیطنت آمیزی سرداد و سر تکان داد و تأیید کرد: آفرین می بینم که درست را خوب آموخته ای، برو تا دیر نشده.
و شیطانک، تعظیمی دیگر کرد و زمزمه نمود: هم اکنون به سراغش خواهم رفت.
... در اتاقی ساده و نیمه تاریک در گوشه ای از یک دیر دور افتاده، زاهد بنی اسرائیل به عبادت خدا مشغول بود و یاد خدا او را از همه چیز و همه کس باز داشته بود.
در به صدای ضعیفی بازشد و مردی ریز نقش با لباس ژنده و چهره ای ژولیده وارد شده و بی آنکه سخنی بگوید بغچه و پلاس خود را در گوشه ای نهاد و به عبادت ایستاد.
زاهد بنی اسرائیلی، مدت ها بود که متوجه این تازه وارد شده و عبادت کردن او را تماشا می کرد، لیکن مجالی برای هم صحبتی با وی پیدا نمی کرد چرا که روزها از پی هم می گذشت و نماز اين غریبه همچنان ادامه داشت.
زاهد شبها اغلب از عبادت خسته می شد و به کناری رفته و می خوابید اما این غریبه هیچگاه نمی خوابید و عبادت او قطع نمی شد و این اخلاص و عبودیت او زاهد را تحت تأثیر قرار داده، وی را به حسرت و افسوس وا داشته بود پس مدتی کنار او به انتظار نشست تا مجال گفتگویی پیدا کرد.
- ای بنده ی خدا چگونه چنین قوتی بدست آورده ای؟ چطور می توانی شب ها و روزهای پی در پی به نماز بایستی بی آنکه خسته شوی یا به آب و طعامی نیاز پیدا کنی؟
غریبه بی توجه به سؤال مرد به عبادت ادامه می داد تو گویی اخلاص و فروتنی او مانع از این می شد که با گفتگو درباره عبادتهایش آن ها را به زنگار ریا آلوده نماید اما زاهد بنی اسرائیلی دست بردار نبود هر چه می گذشت بیش از پیش شیفته این عابد ریز نقش متواضع می شد و در آرزوی کلامی و ارشادی از جانب او می سوخت.
سرانجام روزی غریبه زبان به سخن گشود راز این عبودیت بی پایان را فاش نمود او ابتدا سرش را با شرمساری به زیر انداخت و از به یاد آوردن خاطره ای تلخ و آزاردهنده به خود پیچید سپس گفت: راستش سخن گفتن در این باره برایم آسان نیست لیکن چون تو اصرار می کنی می گویم، شاید که تو نیز از آن پند گیری! حقیقت این است که من روزی به زنی رسیدم و گناهی مرتکب شدم، بعد از آن گناه توبه نمودم لیکن هنوز هر گاه به یاد گناه خود می افتم شرمسار شده می کوشم با عبادت زیاد آن را جبران نمایم.
عابد گفت: یعنی تو فکر می کنی اگر من هم مرتکب چنین گناهی شوم، به جبران آن همواره شب و روز به عبادت خواهم پرداخت؟
غریبه گفت: آری! خاصیت گناهی که بعد از آن توبه کنی همین است؟
عابد با افسوس گفت: کاش من نیز به آن زن دسترسی داشتم!
- من نشانی آن را به تو خواهم داد، همین امروز به نزد او برو، چند درهم به او بده و ...
عابد به میان حرف او پرید که: ...اما من درهمی ندارم، و نمی دانم درهم چیست.
غریبه دست در جیب برده و سکه ای بیرون آورد و به سمت عابد گرفت و گفت: این هم درهم ... بهتر است وقت را تلف نکنی!
ساعتی بعد عابد بنی اسرائیلی در شهر بود و او در حالی که درهمی در مشت می فشرد از همه سراغ خانه زنی را می گرفت.
مردم که عابد را با لباس روحانی دیر در مقابل خود می دیدند، با خود می اندیشیدند که این مرد خدا، از صومعه تا به اینجا راه پیموده تا زنی بدکار را موعظه نماید پس هر یک بر دیگری پیشی گرفته و نشانی خانه زن را به او می داد و او را به آن سو راهنمایی می کرد.
سرانجام مرد به منزل مورد نظر رسید و در زد، و چون آن زن در را گشود بی معطلی پای به درون نهاد و در را بست.
زن حیران و متعجب سر تاپای عابد را ورانداز می کرد، هر چه بیشتر می نگریست سر از کار او در نمی آورد. ناگزیر راه اتاق خود را پیش گرفت عابد به دنبال او روان شد و سکه را پیش روی او نهاد. زن تا سکه را دید با بهت و حیرت گفت: تو با این لباس و چنین ظاهری به سراغ من آمده ای؟! بگو بدانم حقیقت چیست؟!
عابد قصه آمدن غریبه به صومعه و پند و اندرز او راجع به گناه، توبه و عبادت همیشگی اش را باز گفت ...
زن بی اختیار قهقهه ای زد و گفت: گناه و توبه؟! بی شک آن غریبه شیطانی بوده و قصد فریب تو را داشته و گرنه چنین نیست که توبه بعد از گناه چنین آسان باشد و یا هر توبه ای به درگاه خدا پذیرفته گردد ... لااقل ترک گناه آسان تر است و عاقلانه تر ...!
مرد عابد لحظه ای با خود اندیشید و به سمت دیر روانه شد و چون به آنجا رسید کسی را آنجا ندید.
و آن زن همان شب چشم از جهان فروبست و مردم دیدند که بر در خانه او نوشته که:
اینجا زنی از اهل بهشت مرده برای دفن او حاضر شوید ...
بعد از سه روز حضرت موسی (ع) به آنجا رسید و مردم را بر سر جنازه جمع کرد و فرمود خداوند به ما فرمان داده بر جنازه این زن نماز بگذاریم زیرا که او بنده ای را از نافرمانی و گناه باز داشته و بهشت بر او واجب گشته است.
... قصر ابلیس آن روز پر از هیاهو بود او بر سر خود می زد و فریاد می کرد که ای بی عرضه! بی وجود! تو را فرستادم عابدی را به گناه بکشانی ... تو رفتی و فاجری را توبه دادی و به بهشت رساندی ... وای بر من از این یاران بی عرضه!! امان از این باب توبه!! امان از رحمت خدا
نوشته شده توسط علی در 87/01/10 ساعت 9:53 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
روشهای بکار گیری شیطان در گمراه کردن انسان 
معمولا شیطان یا از لحاظ اعتقادی یا از لحاظ عملکردانسانی ، راههای زیادی را برای نفوذ کردن انسان اتخاذ می کند . ابن الجوزی – رحمه الله تعالی – در ارتباط با قضیه نفوذ کردن شیطان از لحاظ اعتقادی شش مرحله ذکر کرده است ، عبارتند از :
مرحله اول :
به شیطان سعی می کند انسان را وادار به شکر یا کفر کند ، در این حالت اگر شخص مورد نظر مسلمان باشد ، کار او به مرحله دوم تبدیل می شود .
مرحله دوم :
مرحله بدعت است که شخص مورد نظر بدعت ایجاد می کند یعنی انچه را خداوند به ان دستور نداده یا رسول الله ( ص ) به آن امر نکرده است ، وارد دین کرده و به آن عمل می کند ، در این حالت اگر شخص مورد نظر از زمره سنت و جماعت باشد وارد مرحله سوم خواهد شد .
مرحله سوم :
مرحله ارتکاب گناهان کبیر است ، و اگر خداوند – تبارک و تعالی – انسان را از مرتکب شدن به این اعمال زشت محفوظ دارد ، شیطان در این مرحله باز نا امید نیست از اینکه انسان را فریب دهد .
مرحله چهارم :
مرحله گناه صغیره و مرتکب شدن به آنها است اگر انسان در این مرحله از ارتکاب به آنها محفوظ شود ، مجددا شیطان او را به کارهای شیطانی دیگر مشغول می دارد .
مرحله پنجم :
شیطان ، انسان را به انجام اعمال مباح مشغول می دارد ، بدین ترتیب که انسان خود را مشغول می دارد ، بدین ترتیب که انسان خود را مشغول و سرگرم می کند و وقت خود را صرف کارهای مباح می کند ، و به امور مهمتری که به آن دستور داده شده ، می پردازد
مرحله ششم :
در این مرحله شیطان ، انسان را به کاری مشغول می دارد و او را از انجام عملی که نسبت به آن کار افضل تر و برتر است ، باز می دارد ، مثلا به جای فرض به انجام سنت می پردازد ، و یا آنقدر خود را به انجام عمل سنت مشغول و سرگرم می کند که فرض را ترک می نماید !!
پس شیطان نسبت به انجام افکار بد خود حریص و جدی است اما در عمل کردن به برنامه های خود قدم به قدم انسان را وادار به انجام آن می کند ، همانطور که خداوند – سبحانه و تعالی – می فرماید :
" و من الانعام و حموله و فرشا کلوا مما رزقکم الله و لا تتبعوا خطوات الشیطان انه لکمن عدو مبین "
( الانعام 142 )
( این خداست که برای شما ) از چهار پایان ( یعنی : شتر ،گاو و گوسفند و بز ) حیواناتی ( را آفریده است که بزرگ و ) باربرند ، و حیواناتی ( را آفریده است ) که کوچکند ( و از پشم و موی آنها فرشها و گستردنیها تهیه می کنید ، اینها روزی خداوند برای شمایند و ) از آنچه خدا نصیب شما کرده است ( و برای شما حلال نموده است بخورید و از راههای شیطان پیروی نکنید ، بیگمان شیطان دشمن آشکار شماست شیطان در مراحل اولیه نفوذ ، هر دفعه از انسان چیزی یا کاری می خواهد و به همین ترتیب کار خود را ادامه می دهد تا به هدفش می رسد ، و در هر کسی با توجه به موقعیت و تناسب حال و شخص مورد نظر ، نفوذ می کند مثلا بر انسان زاهد از طریق حد نفوذ می کند ، و بریک عالم از طریق علم و وبر یک جاهل از طریق جهل و نادانی وارد می شود !
نوشته شده توسط علی در 87/01/10 ساعت 9:36 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
نام فرزندان شیطان
از جمله مسائلی که در بحث و بررسی واژه "شیطان" مطرح کردنش ضروری است این است که : آیا شیطان این موجود وسوسه گر دارای ذریه و اولادی است؟ و در گمراه ساختن و به ضلالت کساندن افراد از غیر خود کمک می گیرد ؟ و یا آنکه مسئله ذریه و اولاد برای وی چیزی است نادرست و در به ضلالت کشاندن انسان ها خودش است و خودش؟
در پاسخ این گونه پرسش ها با توجه به مفاد آیات قرآنی و گفتار ائمه معصومین (ع) باید گفت: به یقین شیطان دارای ذریه و اولاد است و در گمراه کردن افراد نیز تنها نیست. برای اثبات صحت این گفتار دو آیه از قرآن و یک روایتی از امام صادق (ع) ذیلا ذکر مکنیم:
- در آیه 27 سوره اعراف می خوانیم : " انه یریکم هو و قبیله من حیث لا ترونهم": شیطان ودار و دسته اش شما را از محلی میبینند که شما آنها را نمی بینید.
-در آیه 50 سوره کهف نیز می خوانیم : " افتتّخذنه و ذریّته اولیا من دونی و هم لکم عدوّ " : آیا او -شیطان-و ذریه اش را دوستان غیر از من میکیرید حال آنکه آنها به شما دشمن اند".
قطعا هر فرد منصفی با کمی دقت در مفاد ای دو آیه وهمچنین با تمجه به تعبیرات : "قبیله" ، "ذریه" ونیز ضمیر های جمع در : "لاترونهم ، هم ، لکم" در خواهد یافت که شیطان دارای اولاد و ذریه است و در گمراه شاختن افراد تنها نیست.
-امام صادق(ع): قسم به خداییکه محمد (ص) را به حق فرستاد عفریت و ابلیس ها بر مومن بیشتر از زنبوران بر گوشت اند!، ولی مومن از کوه محکمتر است زیرا کوه را با تبر می توان تراشید ولی مومن از دین خود کم نمی کند.
البته تعداد اولاد و ذریه شیطان به لحاظ عدم محدودیتشان در هیچ موردی بیان نشده ، و انتظار تعیین تعدادشان نیز یک انتظار غیر عاقلانه به نظر می رسد.
فقط در بعضی از نوشته های مورخین ومحدثین شیعه نام بعضی از ذریه های ابلیس و شیطان ذکر گردیده ما نیز ذیلا آنها را ذکر می کنیم :
1- "ابیض" که مردم را به خشم در می آورد.
2- "وهار" که در خواب مومنین را آزار می کند و باعث اندوهشان می شود.
3- "قفندر" که هر کس در خانه اش به مدت چهل روز "طنبور" نوازدوی بر تمام اعضایش می نشیند و غیرت را از او زایل می کند.
4- "رکتبور" که موکل بازار هاست و سخن های لغو و بیهوده و قسم دوروغ و ستایش وتعریف های بی جا از متاع کردن را برای مردم زینت می دهد .
5- "لاقیس" که وی موکل است در طهارت و نماز مردم را به وسوسه اندازد.
6- "هفاف" که وی نیز موکل است ، مردم را در صحراها و بیابان ها اذیت رساند آنها را وسوسه کند.
7- "ثبر" که مسئولیت گولاندن مصیبت زدگان و وادار ساختنشان به لطمه زدن ، و خراشیدن صورت، و چاک زدن گریبان را عهده دارد.
8- "اعور" که وی با تحریک قوا و غریزه شهوانی مرد و زن و با شیوه موذیانه اش آن دو را به عمل ناشایست "زنا" وامی دارد.
9- "داسم" که وی موظف است هر وقت مردی که بدون ادای سلام و جاری نمودن ذکر خدای تعالی وارد خانه می شود به همراهش داخل خانه شود ، و بین او با خوانواده اش ایجاد فتنه و نزاع کند ، و اگر آن مرد بدون گفتن نام خدا به خوردن طعام مشغول شود با وی غذا خورد.
10- "مطرش" که مسئولیت جعل اخبار دروغ و خالی از حقیقت و جاری ساختن آن گونه اخبار را بر سر زبان های مردم به عهده دارد.
11- "تمریح" که امام صادق(ع) فرمود: برای ابلیس (در گمراه ساختن افراد) کمک کننده ای است به نام "تمریح" که وی هنگام فرا رسیدن شب بین مغرب و مشرق را از وسوسه کردن مردم پر می کند.
12- "قزح"،"ابن کوا" از امیر المومنین(ع) از " قوس قزح" سئوال کرد ، حضرت فرمود: "قوس قزح" مگو، زیرا "قزح" نام شیطان است ، بلکه بگو " قوس الله" و "قوس الرحمن".
13- "زوال" مرحوم کلینی از "عطیه ابی المعزام" روایت کرده که وی گفت: در خدمت حضرت صادق(ع) بودم و از مردانی که دارای مرض "ابنه" بوده و هستند یاد کردم. حضرت فرمود:... "زوال" پسر ابلیس با آنها مشارکت می کند و آنها مبتلا به آن مرض می شوند...
14- "لاقیس" یعقوب بن جعفر گفت: مردی از حضرت صادق(ع) از مساحقه(آمیزش) زن با زن دیگر سئوال کرد و حضرتفرمود: "راکبه و مرکوبه" هر دو ملعونند. پس از آن فرمود: خدا بکشد "لاقیس" دختر ابلیس را که چه عمل زشتی را برای زن ها آورد. آن مرد سائل گفت: این عمل از اهل عراق آمده است. حضرت فرمود: سوگند به خدا که این عمل در زمان رسول خدا بوذ، قبل از آنکه عراق باشد.
15- "متکون" که با تغییر شکل و خود را به صورت بزرگ و کوچک در آوردن مردم را گول میزند وبا این وسیله آنان را وادار به کناه می کند.
16- "مذهب" که به صورت های مختلف ممثّل می شود ، مگر به صورت پیغمبر وبا وصیش.
17- "خنزب" که بین شخص نماز گذار و نمازش حایل می شود، یعنی توجه قلب را از وی بر طرف می کند.
در خبر است که "عثمان بن ابی العصر بن بشر" در خدمت
حضرت رسول اکرم(ص) عرض کرد: شیطان بین نماز و قرائت
من حایل می شود. حضرت فرمود: نام آن شیطان "خنزب"
است، پس هر زمان از او ترسیدید به خدا پناه ببرید...
با توجه به مفاهیم عبارات و جملاتیکه ذکر گردیده درمی یابیم که
ابلیس و شیطان به صورت یک فرمانده ویران گر است که نقش
فرماندهی را به عهده دارد و این ذریه هایش هستند که در اجرای فرمانش می کوشند، و با تلاش ها
و شیوه های گوناگونشان و با تغییر شکل هایشان جوامع انسانی
را به ضلالت و بد بختی می کشانند.
نوشته شده توسط علی در 87/01/04 ساعت 10:32 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ
شهيد آويني:
"شیطان حكومت خويش را بر ضعف ها و ترس ها و عادات بنا كرده است، و اگر تو نترسيدي و از عادت مذموم خويش دست برداري و ضعف خويش را با كمال خلفةالهي جبران كني، ديگر شياطين را بر تو تسلطي نيست."
فهرست اصلی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY
Oneline users :